حسن حسن زاده آملى
147
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
حضرتى باز ندارد زيرا كه مظهر اسم شريف يا من لايشغله شأن عن شأن است لذا ذهول و غفلت و اخلال در حق وى متصور نبود فافهم . انسان صاحب مقام لايسئل عمايفعل تبصره : آنكه در اين فص گفته است : فلاتسأل عما تباشرة ، ناظر به گفتار حق سبحانه در قرآن كريم است كه فرمود : لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ( سوره انبياء آيه 24 ) كه عبد صاحب مقام ياد شده مظهر حق سبحانه در اين خصيصه مىشود ، چنان كه در ديگر اسماء و صفات مظهر او مى گردد . در آشنايى بدين سر مستسر در واقعه حضرت خضر و حضرت موسى عليهما السلام در كهف قرآن تدبر لازم بايد و وقايع و احوال ديگر نيز از مشايخ عارفان بالله و سالكان طريقت منقول است كه معاضدند فتبصر . در بيان ولاخطر على قلب بشر تبصره : آنكه در حديث شريف فرمود « : ولا خطر على قلب بشر » نكته 165 هزار و يك نكته در بيان آنست كه : اكثر مردم لذت عقلى را نمى فهمند بلكه لذت خيالى را نمى فهمند فضل عن اللذة العقلية . در روايت آمده است كه قال تعالى اعددت . . . . ولاخطر على قلب بشر ، بشر فرموده است نه انسان و آدم زيرا كه كلمه بشر ناظر به ظاهر است و بشره هر چيز صورت ظاهر اوست . و انسان در اصطلاح اهل الله كامل را گويند . اكثرى مردم بشرند نه انسان و آدم ، بشر همين ظاهر است كه هست . دى شيخ گرد شهر همى گشت با چراغ كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست گويى ز چه انست را ببريده اى از انسان بالله كه من اى خواجه در جستن انسانم